كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
765
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
و سلخ ربيع الأول فرمود كه نوكران ملو خان و هركه از مقيمان قلعه مسلمان باشد جدا شده گبران را به تيغ جهاد گذرانيدند . و تمام قلعه غارت شده به غير از سادات كسى امان نيافت و غرهء ربيع الآخر از حصار لوبتى به لب آب جون آمده و در برابر جهاننماى گذرها احتياط نموده و بازگشته به اردوى همايون فرمود و امير سليمانشاه و امير جهانشاه را به تاخت جانب جنوب دهلى فرستاد « 1 » و روز ديگر حضرت صاحبقران با هفتصد « 2 » سوار جيباپوش نشاط احتياط عمارت جهاننماى فرمود و از آب جون گذشته و به آنجا درآمده تكلّفات آن را ملاحظه نمود و جهاننماى تا آن حضرت را كه جهانى در صورت انسانى بود به جهانيان ننمود ، اسم جهاننماى آن عمارت را مناسب نبود و آن حضرت بعد از تفرج جهاننماى محلّ رزم و جدال و ميدان محاربه و قتال در ضمير جهانگير قرار داد و على سلطان تواجى و جنيد بورلداى كه به قراولى رفته بودند هريك كسى را گرفته [ آوردند ] « 3 » و استفسار اخبار نموده محمد سلف را كه على سلطان آورده بود تلف شد . در اين اثنا ناگاه ملو خان با چهار هزار سوار و پنج هزار پياده و بيست و هفت [ زنجير ] « 4 » فيل ظاهر شده نزديك رسيد . آن حضرت از آب به طرف اردو عبور نموده قراولان لشكر منصور سيد خواجه و مبشر با سيصد مرد به مقابله و مقاتلهء منغلاى دشمن مشغول شده جنگكنان تا كنار آب آمدند و آنجا آتش بلا بالا گرفت و آن حضرت سونجك بهادر و اللّه داد را به مدد سيد خواجه فرستاد و ايشان همچو باد از آب گذشته به اتّفاق
--> ( 1 ) . ظف ( به اختصار ) ( ج 2 ص 69 ) : « كيفيت وضع محاصره با شاهزادگان و امرا سنّت استشارت مرعى داشت و راى بر آن قرار گرفت كه اول غلّه بسيار جمع آورده در آن حصار ضبط نمايند . بعد از آن به محاصرهء شهر گرايند و از براى امضاى اين راى امير سليمانشاه . . . روان شدند تا جانب جنوبى دهلى را . . . » ( 2 ) . ظف : با قريب هفت سوار . ( 3 ) . ك ندارد . ( 4 ) . ك ندارد .